سيد محمد حسينى شاهرودى

92

فاطمه (س) حامى ولايت (فارسى)

غروى اصفهانى در اين باره سروده است : وَالَاثَرُ الْباصِ كَمِثْلِ الدُملُجِ * صِ عَضُدِ الزَهْراءِ اقْوَى اگ‌ُجَجِ و اثر ( ضربت ) كه مانند دُملى در بازوى زهرا بر جاى ماند ، محكمترين دليل است . وقتى على عليه السلام را وارد مسجد كردند ، حضرت به قبر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله كه رسيد اين آيه را قرائت فرمود : يَا بْنَ امَّ انَّ القَوْمَ اسْتَضْعَفُونِى و كادُوا يَقتُلُونَنِى « 1 » فرزند مادرم ! اين گروه مرا در فشار گذاردند و ناتوان كردند و نزديك بود مرا بكشند . چون حضرت امير عليه السلام نزد آنان رسيد ، عمر از او خواست تا با ابوبكر بيعت كند ! على عليه السلام فرمود : من به خلافت سزاوارترم . با شما بيعت نخواهم كرد و اين شماييد كه بايد با من بيعت كنيد . عمر گفت : تو را رها نخواهم كرد تا بيعت كنى ! على عليه السلام فرمود : عمر ! پستان را بدوش ، تا سهمى عايدت گردد . امروز گره خلافت را براى وى محكم ببند تا فردا براى تو بازگرداند . به خدا سوگند ، كه بيعت نخواهم كرد . عمر گفت : در اين صورت گردنت را خواهم زد ! على عليه السلام فرمود : اگر چنين كنيد ، بنده خدا و برادر پيامبر را به قتل رسانده‌ايد !

--> ( 1 ) - سورهء اعراف ( 7 ) ، آيهء 150 .